محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1175
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
شعر دگر گنج كز در خوشاب بود * كه بالاش يك تير پرتاب بود كه خضرا نهادند نامش ردان * همان نامور كاردان بخردان گزا - يعنى گزنده . مثالش شيخ سعدى گويد : شعر « 1 » از من بگوى حاجى مردم گزاى را * كو پوستين خلق بآزار مىدرد حاجى تو نيستى شترست از براى آنك « 2 » * بيچاره خار مىخورد « 3 » و بار مىبرد گوارا - [ بضم ] آنچه در ذائقه خوش آيد و زود هضم شود [ 1 ] . مثالش ابو على چاچى « 4 » مىگويد : بيت تلخى زهر فراق دوست را * شربت وصل گوارا در قفاست گردنا - « 5 » [ بفتح گاف و سكون راء و دال مهملتين ] گردانك رباب باشد [ 2 ] . مثالش مجير بيلقانى گويد : بيت در جهان بىغم نبينى دل كه از دست رباب * گردن خود بىرسن هرگز نبيند گردنا گندمبا « 6 » - يعنى آش گندم كه حليم گويند . گونا - بمعنى گونه باشد يعنى رنگ و بر طرز و طور نيز اطلاق كنند . و سرخابى را كه زنان بر روى كنند نيز گويند . مثال معنى اول را حكيم خاقانى فرمايد : بيت بس دوزخيست خصمش از آن سرخرو شدست * كاتش بزر ناسره گونا برافكند مع الباء گوناب - سرخيى باشد كه زنان بر روى كنند و گلگونه و غنجار نيز گويند . مثالش « 7 »
--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - بجز « ك » : آنكه . ( 3 ) - « س » : مىخرد . ( 4 ) - اصل : حاجى ( متن تصحيح قياسى است ) . ( 5 ) - « س » : گردا . ( 6 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است . ( 7 ) - كلمه از « ك » است . ( 1 ) مقابل : گلوگير . ( برهان ) . ( 2 ) گوشهء عود و رباب كه تار بر آن بندند و بگردانند تا ساز آهنگ شود . ( برهان ) ( رجوع به صفحهء 1172 شود ) .